دیگربان؛ شما لطفاً ساکت!

زخم جمهوری اسلامی را به مرهم غربی نمی فروشیم!

تقریباً همان قدری که بعضی ها فکر می کنند «دیگربان» خیلی مهم است و باید همه ی مطالبش را بخوانند، من فکر می کنم مهم نیست و اصلاً نباید هم مهم باشد و شاید هم برای همین، بعد از اینکه برای مدتی از طریق ریدر دنبالش کردم، دیگر جز دو سه خبر در همین قضایای پرونده ی دانشطلب و تازگی هم مطلبش درباره ی خودم، آن هم به لطف ای میل زدن های دوستان و بدوبیراه هایی که در پلاس نصیبم شد، چیز دیگری از دیگربان نخوانده ام. واقعیت آن است که اگر قرار است وقایع سیاسی داخل ایران را از نگاه ضدانقلاب هم پیگیری کنم، ترجیح می دهم بی بی سی را ببینم و چند تحلیل حرفه ای – هر چند مخالف نظر خودم – را بخوانم؛ اما وقت خودم را سرگرم زرد بازی های سیاسی دیگربان و روزآنلاین و بالاترین و سایت هایی از این قماش نکنم!

دیگربانی ها این روزها خیلی خوشحال هستند؛ خوشحالی شان همه هم ربطی به نوت من در گوگل پلاس و به قول برخی دوستان بازی ام در زمین دشمن ندارد؛ بیشتر از این ها خوشحال اند؛ و چرا نباشند؟! ماه ها تلاش کردند و نوشته های مجتبی دانشطلب را تحریف شده و با جهت دهی هدفمند کار کردند و حساسیت ها را به یک جوان انقلابی، اما اهل نقد درون گفتمانی، برانگیختند و حالا آن جوان در زندان اوین است و دور تازه ی برداشت محصول توسط دیگربانی ها فراهم آمده و گمان می کنند از جروبحث درونی نیروهای نظام برای آنها آبی گرم می شود! و چرا خوشحال نباشند حالا که دیگر دانشطلبی هم نیست که بخواهد علیه ضدانقلاب، مستدل و منطقی بنویسد و حرف بزند؟ و اصلش برای دیگربانی ها چه چیزی خوشحال کننده تر از اینکه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با دست خودش یکی از نیروهای اصلی حامی نظام در فضای مجازی را در آستانه انتخابات، آن هم به اتهام «تبلیغ علیه نظام» راهی اوین کند؟! حالا جالب این است که این خوشحالی دیگربان از عملکرد دادستانی و زندانی شدن وبلاگ نویسی انقلابی به چشم برخی دوستان نمی آید؛ اما سوءاستفاده دیگربان از مطلب من را سریع بازی در زمین دشمن می خوانند! یکی هم نیست کمی فکر کند که کبری آسوپار در زمین دشمن بازی کند، چندان مهم نیست و نقشش در معادلات سیاسی صفر است؛ اما شما دریابید نهادهای نظام را که دشمن شاد مان نکنند! ملاک و معیار ما «دیگربان» یا حتی همان «بی بی سی» هم نیست؛ اگر امنیت ملی دوستان را دیگربان مشخص می کند، ملاک امنیت ما دفاع از مستضعفین و پابرهنه ها و گسترش عدالت در زندگی همین پابرهنه هاست...  اصلش دیگربان هم همین ها را در داخل ایران دیده که روحیه می گیرد و رصد پیج های انقلابی را ادامه می دهد. (بدترش این است که کسانی با همین تفکرات دوستان مان، به مقامی در دستگاه قضایی برسند و بعد برای هر کسی که مطلبش بازخوردی در امثال دیگربان یافت، پرونده ای علم کنند!)

مطلبی که من در اعتراض به انتقال دانشطلب به بند عمومی زندایی رجایی شهر (بجای بند سیاسی زندان اوین) در صفحه ی گوگل پلاسم نوشتم (لینک دوم در مطالب مرتبط) 4 روز بعد و همراه با تحریفاتی که اگر نباشد، آدم تعجب می کند! در دیگربان منتشر شده است. دیگربانی ها عکسی از آقا را هم در ابتدای مطلب آورده اند تا اعتراض را مرا جهت دهی کنند؛ آن هم به سمت و سوی عزیزی که جان من است و رهبرم و مرجع تقلیدم... حال آنکه از مطلب من کاملاً عیان بود که منظور قوه قضائیه هست  و نه کلیت نظام و نه شخص حضرت آقا... مهم هم نیست؛ از دیگربان چه توقعی داریم؟! که مثلاً بنویسد دانشطلب با آنکه به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم شده، ضدانقلاب نشده یا مثلاً آسوپار علیرغم انتقاداتش همچنان مدافع انقلاب اسلامی و حکومت برخاسته از آن است؟! دیگربان است دیگر!

دیگربانی ها حق دارند به روزنامه جوان حساس باشند و نوت غیررسمی همکار سرویس سیاسی روزنامه را به روزنامه ی به قول خودشان وابسته به سپاه گره بزنند؛ روزنامه ای که روزی محفل دوست پسر – دوست دختر بازی کسانی شد که معلوم نیست چگونه خود را در سرویس سیاسی جوان گنجانده بودند و بعدتر دیگربان را با کمک های خارجی سرپا کردند تا به زعم خودشان در نقد و بررسی محافظه کاران باشد؛ اما عملاً به رصد پیج های اکانت های اصولگرا در شبکه های مختلف مجازی و وبلاگ هایشان و توهم سازی در باب مجازی نوشته های کاربران ساده اصولگرا محدود شد... بله؛ دیگربانی ها خود قبل تر روزنامه جوانی بودند، آن هم از نوع سرویس سیاسی اش و بعدتر بریدند و رفتند و حالا در اندیشه اند که برای آنچه کرده اند، مدل دیگری بیافرینند و اعتراضاتی واهی را که در خیال خودشان رژه می رود و هیچ وقت ثمری نداشته به یک نیروی داخل نظام نسبت دهند و او را نادم از آنچه تاکنون قبول داشته و کرده، جلوه دهند؛ وگرنه کجا من گفته ام که جمهوری اسلامی از ما به عنوان ابزاری برای سرکوب مخالفان خود استفاده می‌کند که دیگربان چنین چیزی را به من نسبت می دهد؟! چه می دانم؛ شاید هم خیال ضدانقلاب شدن عضو سرویس سیاسی روزنامه جوان ِ وابسته به سپاه پاسداران آنقدر شیرین است که حلوا حلوا کردنش هم دهانشان را شیرین می کند!

دیگربانی ها خیال خام دارند؛ وگرنه کمی درک سیاسی کافی ست تا بدانند از این آدم های انقلابی برای آنها آبی گرم نمی شود که ما حاضریم ذیل پرچم سه رنگ منقش به الله اکبرمان، آب خنک دادگاه ها و زندان های جمهوری اسلامی را بخوریم، اما بر سر ضیافت ایران کشی غرب ننشینیم و به هر ساز دشمنان غربی مان دستی تکان ندهیم و عروسک خیمه شب بازی مجادله ظالمانه ی غرب با مردم ایران نشویم. تعارف که نداریم؛ جمهوری اسلامی اگر گوشت ما را هم بخورد، استخوان مان را دور نمی اندازد؛ اما آن سوی مرزهای این سرزمین دوست داشتنی کسانی هستند که سر خون این ملت هم معامله می کنند و دیگربانی ها هم سر ضیافت چنین معامله ای ستون پنجم شده اند. حالا هم فکر می کنند از دو دعوای درون گروهی ما و چهار تا انتقادمان به نظام، برای آنها نان و آبی در می آید! هنوز باور نکرده اند که می شود حتی کسی همچون روح الامینی، فرزندش را به دلیل تخلف نیروهای یک نهاد زیر مجموعه ی جمهوری اسلامی از دست بدهد؛ انتقاد و اعتراض هم بکند؛ اما ضدانقلاب نشود و به ضدانقلاب باج هم ندهد. نمی دانند که ما اگر پای انقلاب پدران و مادران مان در بهمن 57 ایستاده ایم، از سر تنفیع مان از جمهوری اسلامی نیست که حال اگر ضرری دیدیم یا کم لطفی و زخمی از سوی دوستان متوجه مان شد، از این صراط مستقیم بازگردیم. نه روزی برای دفاع از انقلاب اسلامی مان پولی گرفتیم و تمجید و تشویقی نصیبمان شد؛ نه روزی دیگر، از سر کم لطفی مدیران جمهوری اسلامی به خودمان، راه رفته را غلط می پنداریم و بازمی گردیم. زخم قوه قضائیه ی جمهوری اسلامی را هم به مرهم غربی نمی فروشیم!

روزآنلاین هم گزارشکی! نوشته و ما را افسران جنگ نرم دانسته، بدان معنا که حقوقی می گرفتیم و حال تاریخ انقضایمان رسیده و از آنچه کرده ایم، پشیمان ایم؛ اگر به این معناست که پادوهای جنگ نرم شمایید که حقوق هایتان به دلار پرداخت می شود؛ نه مایی که پول و تمجید دیگران که نه، تکلیف دفاع از آرمان هایمان ما را به این دنیای مجازی کشانده است و ...

اصلش این روزآنلاین و دیگربان و امثاله، اگر کمی سیاست داشتند، در مشاجره ی درون گروهی ما، دست زیر چانه می زدند و نگاه می کردند و لذت می بردند؛ نه اینکه خود را وارد بحث کنند تا دو طرف دعوا بیش از پیش یاد دشمن مشترک بیفتند و بی خیال بحث درون گروهی شان، به دیگربان و رفقایش خطاب کنند که «شما لطفاً ساکت»!

مطالب مرتبط:
وبلاگ نویس انقلابی به زندان رفت
جناب مدعی العموم! دانشطلب چاقوکش بود؟!

دادگاه تجدیدنظر را به تشدیدنظر تبدیل نکنید

بعدالتحریر:
این روزها از دیگربان زیاد به "یک وجب دل" آمده اند؛ مطلب را گذاشته و لینک هم داده؛ یک ادای حرفه ای! تیترش را هم زده: "دیگربان؛ شما لطفاً ساکت! بی بی سی حرفه ای ست". آدم خنده اش می گیرد؛ خبر ندارد که اگر بی بی سی ِ حرفه ای هم فکر دخالت و ماهی گیری از بحث درون گروهی ما باشد، همین را می شنود که شما لطفاً ساکت!

/ 10 نظر / 170 بازدید
مصطفی

سلام. خوب بود و پاراگراف آخر عالی. مستدام باشید

دچار

عزتتان پایدار... زیاد مراقب باشید.

محمدعلی

خیلی عصبانی هستید خواهر بسیجی ... به قول خودتان ...... عصبانی باشید و از این عصبانیت بمیرید .

کاوه رضائی

در مورد بی بی سی تقریبا باهات موافقم :) امیدوارم استخون ها رو دور نندازه ... موفق باشی

داود

سلام...باعث شدید دیگربان رو دقیق تر بررسی کنم(نمی خوندمش..فقط یکی دوابر بازش کرده بودم)... من که اختراع و تحریفی ندیدم... هرچه بود،صرفا بازتاب گفته ها و مطالب دیگران بود(همراه با منبع خبر و مطلب)... خب این چه اشکالی داره؟ بالای وبلاگ رذائل جمهوری اسلامی رو ردیف کرده و توی هر کدوم،مطالبی مستند و مرتبط رو آورده : "انکار، اغراق، ادعا، اتهام و دروغ و..... "... حالا شما بهتر هست یه بار هم که شده، به جای نالیدن از افشا شدن حکومت توسط دیگران، بگید این نظام چه گلی بر سر این ملت و کشور زده؟ آزادی آورده؟ رفاه آورده؟ وجهه ایران رو در دنیا بالا برده؟ دین آورده؟ یا فقط شعار و سخنرانی تولید کرده؟.... پس انتظار نداشته باشید، مردم همینجوری و بی دلیل بگند جمهوری اسلامی دوستت داریم... ببخشید..

کامران

سلام خانوم اسوپار به خدا نگرانتون شدم ترسیدم پیش خودم گفتم دستگیرتون کردن . چون چند تا مطلب انتقادی نوشته بودید باور کنید خیلی خوشحال شدم دوباره دیدم مطلب نوشتید حواستون باشه این حکومت نقد پذیریش خیلی کمه خداحافظ

داود

http://www.antiz.blogfa.com/post/143 افترا...دروغ... توهین های چندش آور... دهان کف کرده از خشم و نفرت... و در کل زیر پای گذاشتن اخلاق و وجدان، در راه به خیال خودشان "تخریب مخالفین و منتقدین" و یا هر آنچه که مطلوب نظام نیست(که تقریبا کل دنیا رو شامل میشه) رو در لینک فوق که یکی از به قول خودش" افسران جنگ نرم" هست می بینید... [سبز] پوست عمال جمهوری اسلامی رو این شبکه کنده... نویسنده وبلاگ مذبور: "به گزارش رسانه‌ها، نام واقعی ارمیا، اورینب مشایخی است و عضو سازمان منافقین خلق ایران است. [سوال] گویا نامبرده اصالتی اصفهانی دارد و پس از گرویدن به فرقه ی ضاله ی بهائیت [تعجب] از ایران خارج شده و در اروپا با یکی از اعضای منافقین ازدواج می‌کند. [خنده] این مرد شوهر دوم اوست و اصالتی آلمانی دارد که همسو با منافقان است. "[تعجب] مطالبی شبیه به این رفتارهای زشت رو در دروغ گزاری های و سایتهای حکومتی میتوان یافت... دروغ گزاری فارس و باشگاه دروغ گزاران جوان و مشرق و جهان نیوز و دیگر سایتهای حکومتی...

داود

وقتی پای منبر اراجیف سرایی مثل پناهیان بنشینند،..خب مشخصه دیگه...

خیلی خیلی خیلی زیاد خوب بود بخصوص استخونش