مقتدی بی مقتدا!

اول: "مقتدی صدر" در گفتگو با شبکه ی الجزیره: " من در دیداری که سال گذشته با ایشان( مقام معظم رهبری) داشتم، ایشان را نصیحت کردم، ببخشید یادآور شدم که با اهداف سیاسی و نظامی دولت ایران در عراق موافق نیستم و ایران باید به این دخالت ها پایان دهد."

دوم: همین دیروز بود. گاوچران های آمریکایی، تازه آمده بودند عراق؛ سرزمین یادگارهای قدیمی شیعه. تو هنوز ناپختگی هایت را چندان رو نکرده بودی و خیلی خوب نقش یک روحانی انقلابی شیعه را بازی می کردی. هر از گاهی بلوایی بپا می کردی و این شلوغی ها، گرچه نام شیعه را در اذهان عمومی دنیا، در لیست تروریست ها، پررنگ تر می کرد و آمریکایی ها را برای ریختن خون مردم، گستاخ تر؛ اما برای تو نام و شهرت خوبی بهم زد. با آن نسبت فامیلی و نام خانوادگی معروف و محبوب بین شیعیان، و با آن پوششت که تو را کاملاًًًً به ایرانی ها متصف می کرد، هیچ چیز برای شهرت کم نداشتی!

خوب یادم هست؛ از ترس آمریکایی ها رفته بودی حرم امام علی-علیه السلام- و به گمان کودکانه ات سنگر گرفتی! چه آنکه می اندیشیدی این جماعت وحشی را، هنوز آن همه عقل - هر چند شیطانی - در سر هست که خویشتن را در طوفان غیرت شیعی به هلاکت نیفکنند. همان روزها دیدم جایی برای تو نوشته اند که شیعه، بدنش را سنگر حرم مولایش می کند، نه حرم مولا را سنگر جسم خاکی! و این همان ظرافتی بود که تو نفهمیدی. امروز باز هم، غلطیده در ورطه ی همان عدم فهم، شاید می اندیشی که بالغ شده ای و باید حرف های بزرگ بزرگ! بزنی و مقابل آدم های بزرگ بایستی تا این بار در رسانه های آن طرفی هم، معروف که بودی، محبوب شوی! مثل خواهرزاده ی کوچک من، که وقتی روی میز می رود و بر پنجه هایش می ایستد، فکر می کند قد کشیده؛ آن هم اندازه ی پدرش یا حتی بزرگتر! هرچند که او نیز، تفکر کودکانه اش، هنوز آن همه آلوده ی دنیا نشده که گرمی نوازش زحمت کشیده ی پدر را از خاطر ببرد.

خوب می دانم؛ چشم هایت آن سنگ بزرگ را روزی می بیند که سرت را شکافته باشد. آن وقت هر کاری دوست داری بکن، اما آنقدر مرد باش که دیگر دست کمک سوی ایرانی ها دراز نکنی!

سوم: اول برای خودم، و بعد برای سایر دوستان یادآور می شوم، تازه که راه می افتی باید کسی باشد که دستانت را بگیرد، که راهت ببرد، فراز و نشیب ها را نشانت دهد، چاله ها و چاره ها را هم. راه رفتن هم که آموختی باز در کوهنوردی های سخت زندگی ات، باید فدم جای پای او بگذاری. نه اینکه بدون او راه نیفتی،نه! اما مثل کودکی می مانی که در کوچه بزرگ شده باشد؛ بزرگ می شود اما، تربیت نمی شود. همین!

یا علی مدد

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزال

سلام: بی زحمت لینک مطلب مقتدی صدر...

حامد

سلام فکر کردم دعوت من را لبیک گفته اید مقتی صدره دیگه ارزش نداره در موردش مطلب نوشته بشه [نیشخند] دیوانه ای سنگی در چاه انداخته

کبری آسوپار

برای"غزال" و احتمالا برخی دیگر از دوستان! www.tabnak.ir/pages/?cid=8318

سرگیجه

سلام فقط زیر لب می گم اللهم اشغل الظالمین بالظالمین با خوشبینانه ترین عینک ها هم رفتارشون قابل گذشت نیست . چه خونهایی که از شیعیان به خاطر کج رفتاری های ایشان ریخته نشد موفق باشید همین!

ا.پورحسین

صدر هم صدرهای قدیم. موسی صدر محمد باقر صدر صدر الدین صدر. امروز روز شهادت محمد باقر صدر هم هست.

حسن اجرايي

چند بار آمده بودم و چند خطي خوانده بودم؛ هميشه همين است. بالاخره خواندم؛ البته از توي ريدر. چيزي كه فراوان است امثال مقتدا. و ماييم كه بايد بترسيم از اينكه در زندگي مان شبيه مقتدا صدر بشويم. البته اين را هم يادمان باشد كه اين پسرك بازيگوش را بعضي از مراجع بزرگ عراق انداختند وسط ديگ آش؛ وگرنه از يك جوان زير بيست و پنج ساله بعيد است اين همه اعتماد به نفس داشته باشد؛ آن هم براي اين همه پررويي و جسارت. خدايا! به ما بفهمان كه به اندازه ي توان و فهم مان مسئوليم.

غزال

سلام خانمی: متوجه نشدم که چرا گفتین سوتی. کامنت خصوصیتونم دیدم و خب به نظرم اومد که فقط خواستین کمکم کنین و منم ممنونم. اما نفهمیدم برا چی گفتین سوتی؟؟؟!!! واقعیتش نمیدونم مشکل از کجاست اما انگاری ایراد از سیستم منه. ممنونم.

خیبرشکن

سلام باور کنید بعضی وقتها سخت میشه چیزی نوشت ! به قول حضرت استاد علامه حسن زاده : تو از دل میگویی و من از دل میخوانم ؛ این وسط دست و چشم و گوش نمیخواهد ما ارادت خاص داریم برای همین میایم و لذت میبریم اگر هم در امدن و نوشتن قصوری بود به بزرگواری چشم پوشی کنید یا علی

فاطمه

سلام این متنتون عالی بود. اما اگه عراق یکی داره ما تا دلتون بخواد مقتدی صدر داریم. تندروی. از خدا مومن تر شدن. اشتباه رفتن و قاطی کردن. یا همون مغز خشکی. خدا همه مون رو هدایت کنه. یا علی