هاشمی؛ نه سردار معصوم سازندگی، نه طلحه و زبیر انقلاب

جوابی برای برادرم سهیل کریمی!

هفته ی گذشته، به "پارتیزان" ( وبلاگ برادرسهیل کریمی) سری زدم و دو کامنت بدون نام، برایشان گذاشتم و چندروزبعد هم کامنت هایم به همراه پاسخ ایشان، تأیید گردید. آن دو کامنت و جواب ایشان بدون تغییرازمحضرتان می گذرد. همین!

سلام و خسته نباشید.پیشاپیش زیاده گویی ام را عذر می طلبم.
چه بد به همه تاخته اید! و چه بدتر مخالفینتان را به تمسخر گرفته اید! هر که را که با شما نیست، در مقابل خود که هیچ، در مقابل نظام و امام و ولایت قلمداد فرموده اید!!! جسارت مرا ببخشید اما گاه از حدود ادب هم فراتر رفته اید و این همه از سهیل کریمی که من میشناختم بعید بود.شاید بگویید برخی کامنت ها هم مودبانه نبود، اما برادر! توقع ما جماعت حزب اللهی، از شما چیز دیگری است. و اما چند نکته:
اکثر انتقادات و مخالفت ها با هاشمی رفسنجانی به هشت سال ریاست جمهوری ایشان باز می گردد و من خوب یادم هست که دوم خرداد 76 حضرت "آقا" هنگام رای دادن در حمایتی کم نظیر از ایشان فرمودند هر کدام از این چهار نفر رای بیاورد،برای من آقای رفسنجانی نمی شود.
و اصلا چرا اینقدر دور؟! همین تابستان 84، پس از رفتارهای ناشایست طرفداران دو کاندیدا(دکتر احمدی نژاد و آقای رفسنجانی) در حد فاصل دو دوره ی انتخابات، حضرت "آقا" ضمن اعتراض و اعلام نارضایتی شدید از موج تخریب های صورت گرفته بر ضد این دو بزرگوار، از جناب هاشمی بطور ویژه نام بردند و خدمات ارزنده ی ایشان را متذکر شدند.
غرض آنکه شاید به دلیل حفظ نظام، حضرت امام-ره- و خلف صالحشان در مقابل خطاهای بزرگان سکوت کنند، اما به یقین جانبداری نخواهند کرد.آنچنان که مولایمان علی بن ابیطالب-علیه السلام- نیز 25 سال سکوت کردند، اما به دفاع از خلفا نپرداختند و البته امام حسن- علیه السلام- نیز در عین صلح با معاویه از آن ملعون دفاع نکرد. والبته که یاران سید علی عزیزمان فراتر از آن هستند که ایشان مجبور به سکوت گردند. هاشمی معصوم نیست و بنده نیز انتقاداتی شدید به ایشان دارم و در انتخابات هم به ایشان رای ندادم اما منکر خدماتش هم نمی شوم. و جالب آنکه بر خلاف گمان حضرتعالی، با همه ی ارادت واحترامی که نسبت به ایشان دارم، ضد نظام و امام و رهبری هم که نیستم هیچ، اعتقاد و علاقه ام به این سه رکن بیشتر از شما نباشد، کمتر نخواهد بود.پس می شود هاشمی را نقد کرد، و در عین حال منکر خوبی هایش نشد و در عین این عدم انکار، ضد رهبری هم نبود.بلکه با استناد به فرمایشات همان رهبر فرزانه و دوست داشتنی به حمایت از هاشمی پرداخت. اما شما مرا به عنوان کسی که نظرات شما را در این باب قبول ندارد، چه می نامید؟!

در کامنتی که یکی ازدوستان، برایتان گذاشته اعتراض کرده که آنها که برایتان کامنت( لابد تاییدیه!) نگذاشته اند،لاف بسیجی و حزب اللهی بودن می زنند و در چنین امتحان دشواری!! به سوراخ های پر تعفن مصلحت و عافیت اندیشی پناه می برند!!... و خفه شده اند ... و شما چرا پیوندشان داده اید و ... و به جمع کردن غنائم مشغولند و...رگ غیرت جماعت به اصطلاح حزب اللهی خشک شده و ...
و شما در جواب این کامنت می نویسید بله .همه ی اینها حقیقت دارد!!!!! و ما در این عرصه به زعم شما شدیم حزب اللهی آمریکایی! و از حامیان دجال! و جالب که از ذهن عزیز دلمان آقا سید علی هم حرف زدید!
فقط مانده ام در سیره ی کدام یک از معصومین عزیزمان- علیهم السلام- و یا حضرت روح الله-ره- و یا حضرت آقا- جانم به فدایش- چنین ناسزا گویی هایی را دیده اید، آن هم به جماعتی که نه کافرند، نه ظالم. بلکه فقط در مواردی با شما اختلاف نظر دارند!همین!
راستی این فیلترپارتیزان چه صیغه ای بود؟! ما که هر وقت سر زدیم بود! و جالب آنکه این فیلترینگ نا محسوس! را پیراهن عثمان کرده اید و می تازید.
انصاف چه مفهوم غریبی شده است این روز ها!
... و من الله التوفیق


پاسخ مدیر پارتیزان :

سلام . اگه پی گیر کلام آقا باشید دانش جویی همین سوال رو از ایشون پرسید و آقا هم فرمود شما انتقاد خودتون رو بکنید و وظیفه ی خودتون رو انجام بدید . تمجید از این افراد از موضع آقا دلیل بر معصومیت این ها که نیست . شما چه طور می تونید چشمتون رو ، رو این همه تخلف و دوری از آرمان ها ببندید و بگید ان شاء الله که بزی بوده است ؟ من هر کسی رو که مقابل حق ایستاده باشه مستحق تکفیر می دونم ، چه برسه به اونی که دجال باشه و منافق و بدتر از کافر . البته من تو پست " حکایت شیرین این خاندان (1) " برای امثال تو هم خیلی حرفا زدم ، ولیکن کو گوش شنوا ؟! شما هم چنان فحش بده و ناسزا بگو و لاف حزب اللهی بودن و ادب و مرام داشتن و پی رو آقا بودن رو سر بده و از من توقع ادب داشته باش . من که خاک پای ابوذر غفاری هم نمی شم ولی به ابوذر هم خیلی ها این حرفا رو می زدند و معاویه رو خال المومنین و کاتب وحی و صحابی پیام بر می دونستند . نگران پارتیزان و این پیرهن عثمان هم نباش . یک نفر هم که امکان خوندن اون رو داشته باشه من به کارم ادامه می دم .
یا علی ...

پی نوشت: 1- به همین چند خط پاسخ ایشان، ایرادات فراوان وارد است که إنشاءالله پست بعدی به آن اختصاص خواهد یافت.

2-منظورمن ازکسانی که نه کافرند، نه ظالم، جماعتی بود که مثل آقای کریمی فکرنمی کنند، مثل خود من!

یاعلی مدد

/ 22 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزال(ادامه)

آیا واقعا چشممون رو به روی واقعیت ها میبندیم و فکر میکنیم مردم هم نمیبینند؟؟؟ میتینگ تهران رو کی راه انداخت؟؟؟من تو خیابون تجریش شاهد لحظه به لحظه اجرای اون خیمه شب بازی مسخره بودم. ستاد ایشون تو شمرون کاش سر میزدید و میدیدین که چه کسانی گردانندگان اون ستاد هستند و چگونه با آبروی بر سر نی ایشون به خواست خود ایشون بازی میکنند!! جل الخالق! اون فیلم کذایی که با آبروی چندین ساله سردار اصلاحات ! بازی کرد فقط از طرف طرفداران ایشون بود؟؟؟!!! ایشونم که اصلا از هنرپیشگان اصلی اون فیلم نبودند؟؟؟!!!

غزال(ادامه)

و در ادامه شما آقا رو متهم به خلاف نموده و میفرمایید که در بین دو میان انتخاباتی از ایشون به صورت ویژه حمایت کردند؟؟؟ عجب!! هرگز از خاطر مومنین و بچه های حزب اللهی حمایت جبهه مشارکت از ایشون در دوره دوم ریاست جمهوری 84 فراموش نخواهد شد. خدمت شما عرض کنم، بنده یکی از کسانی هستم که سالها از اقای هاشمی دفاع نمودم. اما بپذیرید و این تعصب خشک رو به کنار بزنید و قبول کنین که ایشون در دو مورد در تاریخچه انقلابی خود اشتباه نمودند و سخت هم اشتباه نمودند. یکی در خصوص فرزندانشون که مجال دفاع رو از طرفدارانشون به خاطر وارد نمودن آنان به چرخه های سیاسی اقتصادی کشور باب هر چه گویی را پشت سر باز کردند که چه میشد کرد چون مردم نه کرند و نه گنگ. و دیگری هم ورود ایشون به صحنه انتخابات ریاست جمهوری 84. کاش ایشون به همان مقام شیخوخیت خود قانع بوده و نقش پیر و بزرگتر این انقلاب رو برا خود محفو.ظ نگاه می داشتند. و اینچنین نه با ابروی خود بازی مینمودند و نه طرفدارانشون رو مضحکه خاص و عام مینمودند . موفق و مستدام باشید. یا علی.

کبری آسوپار برای "غزال"

سلام و عرض ادب! و عرض تشکر برای حضورتون! عبارت" حد فاصل دو انتخابات" به رفتارهای زشت طرفداران دو کاندیدا باز می گشت، نه زمان صحبت حضرت آقا. فکر می کنم فرمایش ایشان حدود دو ماه پس از انتخابات بود. گویا بنده در متن کمی بد نوشتم. ببخشید. موافقم! آقای هاشمی نباید در انتخابات شرکت می کرد و جدا از همه ی دلایل عقلی برای تایید این نظر، "آقا" نیز در ماه های منتهی به انتخابات بارها از مردم خواستند که به فردی جوان و با نشاط رای دهند. والبته بنده به هیچ روی نه حضور ایشان ، نه تبلیغات ایشان، ونه رفتارهای ایشان با دکتر احمدی نژاد را پس از شکست در انتخابات تایید می کنم. برقرار باشید.

بهشتی !

کبرای عزیزم سلام ! راستی این سلام هم برای من و تو چه قدر گاهی خنده دار می شود . وقتی من و تو ساعت ها پای تلفن آن قدر می گو ییم که خسته ... نمی شویم و اما بعد ... راستش کاملا با تو مخالفم ! بله آقای هاشمی و نقدشان دقیقا ! همان است که آقا ی سهیل کریمی نگاشته اند و تو کبرای عزیز ! ببین که اگر ایشان چیزی غیر از عمل کرد آقای هاشمی گفته اند و حتا یک مورد از موارد آورده شده در وبلاگ شان بدون سند است آن وقت می شود نوشته های ایشان را تازیدن و بی انصافی خواندو البته که " ما جماعت حزب اللهی در بین خودمان هم غریبیم . " دلم هوای آقا مرتضا را کرد ... در ضمن از آقای دژاکام و البته تحلیل بسیار منطقی اشان هم تشکر می کنم و هم چنین از دوست دیگری به نام غزال و البته این تشکر برای این نیست که هم عقیده ی من هستند برای این که نقد مودبانه را می شناسند و اما برای دو دوست خوب و بزرگوارم زینب خانم یا همان یک طلبه ی دوست داشتنی ، و برادرم خیبر شکن ... زینب جان از این که آقای سهیل کریمی شما را به یاد خوارجین می اندازد ... خب نظرتان است اما عمیقا برای چنین نسبت جسورانه متاسفم . ای کاش نقد می کردید . نه ... شما که به

بهشتی ! (ادامه)

زینب جان ! از این که آقای سهیل کریمی شما را به یاد خوارجین می اندازد ... خب نظرتان است اما عمیقا برای چنین نسبت جسورانه متاسفم . ای کاش نقد می کردید . نه ... شما که به تر از من می دانید خوارج چه کسانی بودند و بعد نسبت دادنشان به شخصی مثل آقای کریمی و امثال او بسیار بی انصافی است و بی انصافانه تر وقتی می شود که شما عزیز دل از انصاف هم می گویید و ... [گل] برادر خوبم آقای خیبر شکن ! البته که منتسب کردن ما به بزرگان افتخار است اما مطمئن هستم که شما بزرگوار مطالب آقای کریمی را به طور دقیق نخوانده اید و گرنه می دانستید که ایشان برای حرف های شان - آن طور که خودشان گفته اند - خودشان را به گروهی منتسب نکردند و اگر بسیجی هم خودشان را می دانند . در بسیجی بودنشان که شک نیست برادرم . امیدوارم برای دادن چنین نظراتی بیش تر حق را در نظر بگیریم و یا حداقل نقد کنیم نه نظراتی از این دست داشته باشیم که یقین دارم دوست خوبم هم برای نقد کردن این پست را گذاشته اند . به قول غزال آقای کریمی نیازی به تایید کردن و رد ما ندارند ولی خدا را گواه می گیرم که صرف حمایت از اعتقادات خودم بود و بس ! که اگر بخواهم از سهیل کریمی بگویم یا از

بهشتی ! (ادامه)

به قول غزال آقای کریمی نیازی به تایید کردن و رد ما ندارند ولی خدا را گواه می گیرم که صرف حمایت از اعتقادات خودم بود و بس ! که اگر بخواهم از سهیل کریمی بگویم یا از او دفاع کنم یحتمل جز تعریف و تمجید چیزی در چنته ندارم ! ببخش کبرای خوبم . زیاده گفتم اما مهم این است که حرف هایم را این جا زدم که حدیث دوست مگویم مگر به حضرت دوست ![گل]

سلام.

سلام

سلام. بچه ها را چه به بازی بزرگان. خنده داراست بخدا. منتقد سهیل کریمی می شود کبری آسوپاربچه و مدافعش هم بهشتی بچه.[قهقهه] نه البته[گریه]

زهرا

اگه سهیل کریمی می تونه حکم کفر هاشمی رفسنجانی رو بده پس صاحب این وبلاگ و بهشتی هم می تونن در مورد سهیل کریمی نظر بدن.

زهرا

راستی این هاشمی رفسنجانی همونی نیست که به حکم رهبر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظامه؟ و یا به رای اعضای خبرگان که برای بررسی و انتخاب مهمترین فرد نظام انتخابشون کردیم شده رییس مجلس خبرگان؟