یک وجب دل
دلانه نویسی های سیاسی و ادبی کبری آسوپار
نویسنده: کبری آسوپار - سه‌شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩۱

سعید مرتضوی گرچه متهم ترین شان، اما اولین موردی نیست که در باب بودن یا نبودنش بحث، و دست آخر هم علیرغم همه‌ی انتقادات و اعتراضات صغیر و کبیر، درباره ی او همان تصمیمی گرفته می‌شود که رئیس دولت می‌خواهد و بس. پیش‌ترها بر سر مرحوم کردان هم بحث کرده‌ایم؛ بر سر جوانفکر و بقایی هم؛ بر سر ملک‌زاده، بر سر صادق محصولی؛ بر سر مشایی هم که اصلاً کار از بحث که هیچ، از جدال‌های متداول شده بین دولت و مجلس هم عبور کرده و مستقیماً به بیت رهبری رسید!

از بین این همه بحث و جدل بین اهالی سیاست هم، کمتر چیزی دست ملت و مشکلاتش را گرفت و نتیجه‌اش اغلب، گل آلود کردن آب برای ماهی گیری دشمن شد. حالا دوباره پس از چند ماه بحث و نظر، یکی دیگر از لجبازی هایی که اولین ضررش ایجاد چالش های وقت گیر و بعضاً حرمت شکن بین دولت و مجلس است، درست در شلوغی های آخر اسفند رونمایی شد تا بهانه ی جدلی تازه فراهم شود. بهانه ای که از مدت ها قبل، بحثش در میانه بود؛ انتصاب سعید مرتضوی به ریاست سازمان تأمین اجتماعی.

سعیدمرتضوی قبل ترها رئیس دادگاه مطبوعات بود و آخرین سمت قضایی اش هم دادستانی تهران. با این همه او طبق گزارش مجلس، در پرونده ی کهریزک جزء متهمان اصلی ست و برای همین هم حکم تعلیق فعالیت قضایی او در شهریور 89 توسط دستگاه قضایی صادر شد. همان زمان هم علیرغم انتقادات بسیار، مرتضوی با حکم رئیس جمهور به سمت رئیس ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا منصوب شد. حالا اما این سمت جدید را نمایندگان مجلس تاب نیاورده و گفته اند که می خواهند وزیر کار را استیضاح کنند. این یعنی که باز هم جدل های بیهوده؛ باز هم بحث های بی سود و وقت گیر؛ باز هم غرق شدن در سیاست!

اینجا چند سوال ساده ذهن را کمی مشغول می کند:

اول آنکه آیا دولت با بکارگیری چهره های نه چندان خوشنام، خود در مظان اتهام قرار نخواهد گرفت؟ ظنی که هرچند ما غلطش بدانیم، خطورش در ذهن مردم چندان عجیب و حتی غیرمنصفانه نخواهد بود. و سوال دوم همین است که آیا طبق آنچه از امام علی علیه السلام به ما رسیده است، شایسته است که مسلمان، خود را در معرض تهمت قرار دهد؟ و وقتی یک فرد نباید خود را در مظان اتهام قرار دهد، درست است یک مجموعه ی عظیم، چنین کند؟

به نظر می رسد، وقتی آنچه در مظان اتهام قرار می گیرد، نه یک فرد که دولت اسلامی با پشتوانه ی رأی اکثریت مردم و امضای ولی فقیه است، لازم است حتی بیش از آنچه در مورد فرد مطرح است، از قرار گرفتن در مظان اتهام پرهیز کرد.

سوال سوم هم آن است که آیا به راستی در این مملکت تا این حد قحط الرجال شده که متهم یکی از مهم ترین پرونده های حوادث پس از انتخابات را در مسند ریاست سازمان تأمین اجتماعی بنشانیم و مدام هم به تعریف و تمجیدش مشغول شویم؟!

سوال چهارم آنکه آیا مسئولین امر، از نامه امیرالمؤمنین به مالک اشتر آگاه نیستند که حضرتشان از مالک می خواهند افرادی را بر مسند امور بگمارد که خوشنام و خوش سابقه بوده و مردم او را به تعهد و امانت بشناسند؟

اگر بهانه آن است که فرد تخصص این زمینه را دارد که همه می دانیم ندارد و سمت های قبلی اش هم مؤید همین نکته است. ضمن آنکه تخصص، برای گرفتن سمت در نظام جمهوری اسلامی کافی نیست.اگر می خواهیم بگوییم او بی گناه است و نباید بی جهت قربانی شود که باز هم راهش در مظان اتهام قرار دادن دولت اسلامی نیست. حالا بماند که بحث و جدل های پیرامون این موضوع، باز هم آب را برای ماهیگیری دشمنان گل آلود و اوقات و اذهان را مشغول یک مشت  منازعات سیاسی بیهوده خواهد کرد؛ آن هم در زمانی که برای چهارمین سال پیاپی شعاری اقتصادی برای عنوان سال از سوی آقا انتخاب شده است.

و سوال پنجم آنکه آیا قرار گرفتن مرتضوی در این سمت، تا این حد مفید است که دولت نمی تواند از خیر(!) او گذشته و مجبور است  چشمش را بر این همه ضرر ببندد؟!
خدا کند فقط قصه ی اینکه "هر چه من می گویم" یا "چون شما مخالف اید، من موافقم" نباشد!

این در مظان اتهام قراردادن و آبروی دولت را برای افراد هزینه کردن، پیش تر هم اتفاق افتاده و عجیب آنکه نه تنها باعث عبرت نشده که عملاً دولت بر این لجبازی های چالش برانگیز پافشاری می کند؛ اتفاقی که صریحاً برخلاف منویات و تدابیر حضرت آقاست و ایشان بارها از دولت و مجلس خواسته اند از منازعات بیهوده که دشمن را امیدوار می کند، بپرهیزند.
آخرین بار هم، همین اول فروردین 91 در حرم رضوی بود که فرمودند:

"هم دولت حریم مجلس را حفظ کند، هم مجلس حریم دولت و رئیس جمهور را حفظ کند؛ با هم باشند، در کنار هم باشند. این معنایش این نیست که همه یک جور فکر کنند؛ معنایش این است که اگر دو جور فکر می کنند، دست‌به‌گریبان نشوند. هر گونه مخالفت ما با یکدیگر، هر گونه دعوا و نزاع ما با یکدیگر، دشمنان را امیدوار میکند، خوشحال می کند."

***

*مطلب فوق در صفحه ی دوم روزنامه جوان (15 فروردین) به چاپ رسیده است.

** مطالب مرتبط:
1- انکار معجزه!!
2- سیاست کودکانه

نویسنده: کبری آسوپار - دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۱

خیال تو

در آغوش یادهایم؛

زندگی خوابیده است انگار! 

مطلب شاید مرتبط:
سکون

کبری آسوپار
" آدمی که مشهور نیست، وجود ندارد. یعنی وجود دارد اما فقط برای خودش، نه دیگران و کسی که فقط برای خودش وجود داشته باشد، تنهاست و من از تنهایی می ترسم" ازکتاب" روی ماه خداوند را ببوس" نوشته ی مصطفی مستور
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :