یک وجب دل
دلانه نویسی های سیاسی و ادبی کبری آسوپار
نویسنده: کبری آسوپار - پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸۸

اسمش را که عوض کردیم و گذاشتیم "عیدالزهرا"، انگاشتیم که دیگر شامل توصیه‌های رهبری بر حفظ اتحاد شیعه و سنی نمی‌شود. دلمان می‌خواست –دل که نه، اما من می‌گویم دل- و این دل خواستن و خودخواهی، هر جور هم که حساب کنی، با ولایت‌پذیری جمع شدنی نیست؛ خودمان را فریب دادیم، دیوار توجیه، خیلی بلندتر از دیوار حاشاست.

غریبه که بینمان نیست؛ بی تعارف، نه از دیروز که رهبر، صریحاً این امر را حرام شرعی دانستند، که از گذشته‌های نه چندان دورتر هم، از فحوای کلام آقا، می‌شد نارضایتی‌شان را از برپایی چنین جلساتی، به خوبی دانست، اما... گفتم که دیوار توجیه، خیلی بلندتر از دیوار حاشاست. (یادمان نرود؛ میان این توجیهات برخاسته از خودخواهی و ولایت پذیری، یکی را باید انتخاب کرد.)

 

مثل خیلی وقت‌های دیگر، کار را به جایی رساندیم که حضرت "آقا" تلویح و کنایه و اشاره را، همان اشاره‌ای که قرار بود به اجرایش، به سر بدویم را، کنار بگذارند و با صریح‌ترین واژگان، راه را نشانمان بدهند. انگار که این همه پای صحبت‌های رهبری نشستن و بعضاً یادداشت هم برداشتن، فقط شعار دادنمان را خوب کرده است و حالا بعد از این همه سال، هماهنگ‌تر و پرشورتر و رساتر فریاد می‌زنیم: از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن، اما دستِ بودنمان هنوز از عملی درخور، بسیار خالیست.

 

سه شنبه، حضرت آقا، در جمع مردم سنندج، حجت را تمام کردند:

"آن مرد شیعى هم که می‌رود به مقدسات اهل سنت اهانت می‌کند و دشنام می‌دهد، او هم مزدور دشمن است، ولو نداند که چه می‌کند. من عرض ‌می‌کنم، عوامل اصلى، دشمنانند. بعضى از این سرانگشتان - هم در بین اهل سنت، هم در بین شیعه - غافلند، نمی‌دانند و نمی‌فهمند چکار می‌کنند؛ نمی‌دانند براى دشمن دارند کار می‌کنند.... به آن شیعه‏اى هم که از روى نادانى و غفلت، یا گاهى از روى غرض - این را هم سراغ داریم و افرادى را هم از بین شیعیان می‌شناسیم که فقط مسئله‏شان مسئله‏ى نادانى نیست، بلکه مأموریت دارند براى اینکه ایجاد اختلاف کنند - به مقدسات اهل سنت اهانت می‌کند، عرض می‌کنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعى است و خلاف قانونى است."

 

 

زلزله ی این واژه‌ها با طنین شعارهایمان که درآمیزد، اگر "لاف" ولایتمداری نزده باشیم، باید دیوار همه توجیهات کودکانه‌مان فرو ریزد. اگر فرو نریخت، باز هم عیدالزهرا را رها کن که چنین کسی را، به یقین، بازسازی اندیشه‌های ولایت پذیری‌اش، واجب‌تر خواهد بود تا برگزاری جشنی که به دروغ نام بانوی دو عالم را بر آن نهاده است.

 

هراسم از این است که این بیانات رهبری هم، بشود همان فرمایشات 5 مرداد 84، در باب استفاده از آهنگ‌های مبتذل و حرام خواننده‌های طاغوتی برای شعرهای اهلبیت -علیهم السلام- و بکار بردن توصیفات بی معنا و بی مورد و یا وصف صورت ظاهری اهلبیت -علیهم السلام- و یا اینکه " توصیف و تمجید از این بزرگواران، باید به عبودیت خدا منجر شود" و... که کمتر کسی خود را ملزم به اجرای آن دانست. گوشمان سنگین دنیا بود؛ می ترسم هنوز هم باشد!

نخواستم بدبینانه، درد دل‌هایم را تمام کنم، اما هر قدر خوشبینی به نگاهم تزریق می‌کنم، باز بیشتر حجم لیوان خالیست.


یاعلی مدد

نویسنده: کبری آسوپار - دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸۸

قبل نوشت: چند وقتی است که تمرین خبرنویسی می کنم و خواننده‌های یکی از سایت‌های خبری، از بد روزگارشان!، مجبورند این سیاه مشق‌های مرا به عنوان خبر تحمل کنند. راستش قبل‌تر اصلاً این بخش از خبرنگاری را –اگر بشود آنچه را که انجام می‌دهم، خبرنگاری نامید که نمی‌شود و بنده عنوان مناسبی برایش نیافتم- تجربه نکرده بودم و حالا فهمیده‌ام که خبرنویسی هم سخت است انگار! بماند... غرض حرف دیگری است:

شنبه (راه دور نروید؛ همین پریروز!) خبری را نوشتم که از میان انبوه خبرهای انتخاباتی، برایم جالب توجه بود، و حالا گرچه 48 ساعتی از رفتنش روی سایت می‌گذرد و برای بسیاری از دوستان، تکراری است اما، یحتمل گذاشتنش در اینجا خالی از فایده نخواهد بود.

 

متن خبر:
( البته با جرح و تعدیل صورت گرفته از سوی جناب دبیر سرویس گرامی)
 

               اظهار نظرعجیب هاشمی رفسنجانی در مورد حداقل آراء

با نزدیک شدن به ایام انتخابات، اظهار نظرهای متفاوت و بعضا عجیب انتخاباتی، افکار عمومی را به خود جلب میکند. در یکی از تازه‌ترین این نظرات، هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نمازجمعه روز گذشته در تهران، اظهار داشت: “ما می‌توانیم در انتخابات آینده بیش از ۴۰ میلیون رای به صندوق‌ها بریزیم، اگر کمتر ریخته شود نشانگر بی‌تفاوتی است که این بی‌تفاوتی برای کشور، انقلاب و مردم ضرر دارد.”
اظهار نظر هاشمی رفسنجانی در رابطه با حداقل مطلوب شرکت کننده در انتخابات در حالی مطرح میشود که با توجه به اعلام وزارت کشور در مورد آمار۴۶ میلیون نفری واجدین شرایط رأی دادن در انتخابات،بنابراین نقل قول، برای اثبات عدم بی‌تفاوتی مردم، حداقل باید ۸۷ درصد واجدین شرایط، در انتخابات شرکت کنند.
این در حالی است که بالاترین میزان حضور مردم در انتخابات ریاست جمهوری، مربوط به دوره‌ی هفتم ریاست جمهوری در خردادماه ۱۳۷۶ با ۷۹ درصد و پس از آن دوره‌ی سوم ریاست جمهوری در مهرماه ۱۳۶۰ است که ۷۴ درصد واجدین شرایط در انتخابات حضور یافته‌اند.
در همین حال پایین‌ترین میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری مربوط به دوره‌های پنجم و ششم ریاست جمهوری با ۵۴ و ۵۰ درصد واجدین شرایط است. (من: نیازی به گفتن نیست که دوره‌های پنجم و ششم، هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور اسلامی ایران، انتخاب شد!)
خطیب نماز جمعه تهران در ادامه اضافه می کند که : “قهر کردن از صندوق رای جز ضرر چیزی برای مردم ندارد، چون توده مردم نروند، یک اقلیتی رای می‌دهند و در نهایت کسی از صندوق در خواهد آمد و این به نفع هیچ کس نیست.”
به نظر میرسد برخی اظهار نظرهای انتخاباتی با هدف تحت الشعاع قرار دادن نتایج انتخابات صورت گرفته است. تلاشی که پیش از این و با تشکیک در سلامت انتخابات کلید خورده بود.

 

بعد نوشت: هاشمی رفسنجانی، که دلمان می‌خواست، همچون ریش سفید قوم، بی طرف و فراجناحی، ناظر تعاملات سیاسی جناح‌ها–همان مشاجرات تعدیل شده- باشد و آبی بر آتش اختلافات، حالا خود، آتش‌بیار معرکه شده است؛ آتشی که دودش به چشم همه‌مان می رود؛ همه‌ی مردم ایران.

مصداق‌های این ادعای من در این 4 سال عمر دولت نهم، در عملکرد و گفتار رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، فراوان است. هاشمی‌رفسنجانی گرچه در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد توسط حضرت "آقا" حضور داشت و گرچه خود، می‌گوید که نظر مقام معظم رهبری را، چون ولی‌فقیه هستند بر نظر خود مقدم می‌دارد، اما در طول سه سال و نیم گذشته، عملاً –هرچند ناخواسته- نشان داده است که امضای رهبری را بر حکم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد به رسمیت نمی‌شناسد. برای هاشمی رفسنجانی، احمدی‌نژاد، همان رقیب انتخابات سال 84 است، نه کسی که اکثریت مردم ایران به او رآی داده‌اند و ولی فقیه هم این رآی را تأیید فرموده‌اند. تلخ است، اما عملکرد هاشمی رفسنجانی، با آن خطبه‌های دوم نماز جمعه که مرور بر رویدادهای هفته است و سه سالی می شود که از نام و عنوان رئیس جمهور اسلامی ایران، تهی است، نشانگر اینست که او، احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور، به رسمیت نمی شناسد. یعنی رآی اکثریت و امضای ولی فقیه، هیچ! حالا هم وارد بازی تلخ ایجاد شبهه در نتیجه‌ی قابل پیش بینی انتخابات شده است. یقیناً آنچه به ضرر همه‌مان تمام می شود، همین بازی‌های تلخ سیاسی است که متأسفانه، دامن بزرگان قوم را هم گرفته است.

با نزدیک شدن به تاریخ برگزاری انتخابات، یقیناً شاهد اظهارات عجیب‌تری هم خواهیم بود؛ اما برای کسانی که خود قبلاً مسئولیت اجرایی داشته‌اند، قبل از اظهارنظر، نیم نگاهی به دوران خودشان، بد که نیست هیچ، مفید هم خواهد بود!

 

پی نوشت: در جلسه‌ای جناب سراج برایمان تحلیل انتخاباتی می‌گفت. برای نام نبردن از هاشمی رفسنجانی و ضبط نشدن نام او، روی تخته نوشت: "هاشمی رفسنجانی" و بعد گفت :"در این جلسه به ایشان می‌گوییم آقای x"

جالب آنکه در طول جلسه و در خلال صحبت‌ها بارها تکرار کرد:"مهدی هاشمی، پسر آقای x"!!!

یاعلی مدد

 

کبری آسوپار
" آدمی که مشهور نیست، وجود ندارد. یعنی وجود دارد اما فقط برای خودش، نه دیگران و کسی که فقط برای خودش وجود داشته باشد، تنهاست و من از تنهایی می ترسم" ازکتاب" روی ماه خداوند را ببوس" نوشته ی مصطفی مستور
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :