یک وجب دل
دلانه نویسی های سیاسی و ادبی کبری آسوپار
نویسنده: کبری آسوپار - یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸

37 سال زمان کمی نیست برای توسعه و پیشرفت سرزمینی که از پول آماده نفت، خزانه پر و پیمانی دارد و می‌تواند بی‌‌ هیچ کمر خم‌کردنی،‌روی پاهای خودش بایستد.
37 سال، زمان کمی که نیست هیچ، فرصتی طلایی هم به شمار می‌رود برای ساختن مملکت ثروتمندی همچون ایران؛ اما چه شده است که حالا، وقتی قرار می‌شود سراغ اقدامات حکومت 37 ساله محمدرضا پهلوی برویم، اوج اقدامات شاهنشاه ایران، می‌شود یک انقلاب سفید با اصلاحات اراضی و اعطای حق رأیش به زنان که اصلش نه انقلابش، انقلاب است و نه سفیدش، سفید! در سرزمینی که مردم حتی آب سالم برای نوشیدن ندارند؛ در سرزمینی که حتی مردانش هم حق رأی نداشتند، اعطای حق رأی به زنان بیشتر در جغرافیای عوام‌فریبی‌های سیاسی می‌گنجد نه در چارچوب عملکرد مثبت یک حکومت! حالا همه این 37 سال می‌شود انعقاد معاهده الجزایر و افزایش قدرت نظامی ایران و تأسیس سازمان انرژی اتمی و ساخت چند سد و دانشگاه و فرودگاه؛ همین و دیگر هیچ! انگار که نشسته باشی و مقابلت صفحه‌ای از بیلان کاری روزانه یا نهایتاً ماهانه یک وزارتخانه باشد!
جالب‌تر اینکه گاه دراین لیست محدود، مواردی را می‌بینی که تعجب می‌کنی از مثبت یاد شدنشان؛ مثل به رسمیت شناختن استقلال بحرین؛ درست‌ترش می‌شود از دست دادن استانی از ایران که حالا همفکران رژیم شاهنشاهی ایران، از آن با افتخار یاد می‌کنند! یا برگزاری جشن‌های 2500 ساله، در حالی با افتخار به ‌عنوان اقدام شاهنشاه ایران یاد می‌شود که ریخت و پاش‌های آنچنانی‌اش، در مقابل فقر جانفرسای اکثریت مردم ایران، حتی انتقاد نشریات اروپایی را هم برانگیخت و حتی‌تر اینکه نارضایتی‌های بیشتری را در میان مردم نسبت به شاه و حکومت سلطنتی‌اش موجب شد. تعویض مبدأ تاریخ ایران از هجری شمسی به تاریخ شاهنشاهی هم از همان اقداماتی است که گرچه مثبت می‌شمارندش، اما حتی اگر از نگاه یک سلطنت‌‌طلب هم بخواهی بنگری، به نفع حکومت نبود که اصلش صدای اعتراضات مردم را بلندتر کرد؛ مردمی که این تغییر را هجوم به باورهایشان دانستند. حالا همه عمر 37 ساله سرزمین من از شهریور 1320 تا بهمن 1357، می‌شود همین چند قلم اقدام به ظاهر مثبت که ذهن را بیشتر متوجه بیلان کاری یک ساله نهاد، سازمان یا وزارتخانه‌ای می‌کند تا اقداماتی که یک حکومت در طول عمر 37 ساله‌اش انجام داده است. 37 سال عمر سرزمین من با همه ثروت کم‌نظیرش، لابه‌لای عیاشی‌ها و چاپلوسی‌ها و نوکرآبی و خیانت‌های اولین فرد این مملکت، دود شد و رفت...

پی نوشت ها:
١- مانده‌ام که چرا کودتای ٢٨ مرداد یا سرکوب خرابکاران! جزء این اقدامات آورده نشده است!
این لینک ها هم دیدنش خالی از لطف نیست:

٢- پی افکند از ظلم کاخی بلند
٣- شکنجه گاه دیروز؛ محل کار امروز
4- "همت" را او کشف کرد
5-
 "37 سال دود شده" در پایگاه خبری روزنامه جوان

یاعلی مدد

کبری آسوپار
" آدمی که مشهور نیست، وجود ندارد. یعنی وجود دارد اما فقط برای خودش، نه دیگران و کسی که فقط برای خودش وجود داشته باشد، تنهاست و من از تنهایی می ترسم" ازکتاب" روی ماه خداوند را ببوس" نوشته ی مصطفی مستور
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :