یک وجب دل
دلانه نویسی های سیاسی و ادبی کبری آسوپار
نویسنده: کبری آسوپار - سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧

روزی که یکی از مداحان معروف پایتخت، با ریتم ترانه های رپ، برای میلاد یکی از ائمه-علیهم السلام- مولودی خواند، دلمان لرزید. حتی بار اول شنیدنش، باورمان را پر از تردید کرد که آیا درست می شنویم؟! متأسفانه درست می شنیدیم! دلمان لرزید، ملامتش کردیم، زبان به انتقاد های درگوشی! هم سپردیم، اما چند روز بعد باز زیر علمش سینه زدیم و اشک ریختیم؛ به همین سادگی!
انگار ندیدیم ردپای انحرافی را که مجلس به مجلس پررنگ تر می شد. قبل ترها همین مداح، آیاتی از قرآن را به مولودی خوانده بود و جماعت حاضر نیز با دست زدن! همراهی اش کرده بودند و هیچکس هم فکر نکرد که شأن معجزه ی رسول الله-صلی الله و علیه وآله- را همراهی دست و کف روا نباشد!
بعدترها هرچه گذشت، دغدغه هایمان بیشتر رنگ عادت و روزمرگی گرفت. قرار بود ما بال و پر بگشائیم و قدر آسمان بالا رویم، اما چنان به زمین دل بستیم که یارای پروازمان نبود، این شد که آسمانی ها را به زمین آوردیم و به خاکی زمینی مان آلودیم!
و حالا باز در بهت یک گستاخی باورنکردنی، سکوت کرده ایم. خبر توهین و جسارت به قرآن کریم توسط محسن نامجو- از خوانندگان پاپ کشور- که رسید، فکر کردیم عده ای باز به مبالغه و تعصبات بیجا، از کاه، کوه ساخته و پیراهنی علم کرده اند. چه خیال خامی ذهنمان را سرشار ساخته بود!
فایل صوتی ترانه ی محسن نامجو چندی است که از طریق اینترنت منتشر شده است. در این ترانه، آیاتی از سوره ی شمس و مزمل با آهنگ تند عربی خوانده می شود و انگار نه انگار که آنچه اینچنین به وهن گرفته می شود، واژه هایی است از آسمان که به معجزه ای، بر برهوت کویری روح ما باریده تا جانمان را سیراب کند.
آن روزها که قرآن را با کف و سوت همراه کردیم، سوی چشمانمان را اگر عافیت طلبی، کم نکرده بود، باید این روزها را می دیدیم. حالا هم اگر قرار است باز به یک عذرخواهی ساده، قصه ختم به خیر! شود، اگر قرار است باز آب از آب در دل هیچکس تکان نخورد و اگر قرار است به حنای توجیهات وکیل و برادر نامجو، ثانیه هایمان را رنگ بی خیالی بزنیم، باید منتظر باشیم که فردا روزی باز...
شاید با تساهل و تسامح بتوان باور کرد محسن نامجو، آنگونه که وکیلش می گوید، متن عربی اشعار را در منزل جا گذاشته و برای تمرین، آیات قرآن را بجای متن عربی خوانده است، اما آیا باور این توجیه کودکانه چیزی را عوض می کند؟! آیا جا گذاشتن متون عربی، حتی اگر حقیقت داشته باشد، دلیلی است برای خواندن آیات قرآن با موسیقی جاز؟! فضل و تدین پدر نامجو را هم می توان باور کرد، اما آیا از این فضل، پسر را هم بهره ای بوده است؟! که اگر بود، یحتمل تشخیص قباحت و زشتی آنچه انجامش داده، از عهده اش خارج نمی شد!
قرار نیست کسی را به ارتداد و سب النبی متهم کنیم، اما سخن بر سر این است که آنچه صورت گرفته، سهوش هم، برخورد و مجازاتی را می طلبد که در قانون پیش بینی اش شده است.
اگر توهینی نه دراین حد که بسی پایین تر، در میدان مشاجرات سیاسی روی داده بود، یحتمل تاکنون کشور در میان جنجال های دو طرف قصه بهم ریخته بود و هر کس از حقانیت خود دفاع می کرد. ماجرای سایت نوسازی را که خاطرتان هست؟! حالا آیا کسی هست از قرآن دفاع کند؟! خودم را می گویم، خودت را، خودمان را!

یاعلی مدد

نویسنده: کبری آسوپار - پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٧

در بهت یک اشتباه
حسرت معصومیتی از دست رفته را
               لب می گزم!
پشت سرم
ویرانه ای از پل های شکسته
               ثانیه هایم را
رنگ پاییز می زنند
چاره ای نیست؛
باید به آب بزنم!

چه رنج غریبی دارد، سرشاری من، از هوای رفتن و رسیدن
وقتی چاره ای نباشدم، جز بازگشت از راهی که آمده ام.

یاعلی مدد

کبری آسوپار
" آدمی که مشهور نیست، وجود ندارد. یعنی وجود دارد اما فقط برای خودش، نه دیگران و کسی که فقط برای خودش وجود داشته باشد، تنهاست و من از تنهایی می ترسم" ازکتاب" روی ماه خداوند را ببوس" نوشته ی مصطفی مستور
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :