یک وجب دل
دلانه نویسی های سیاسی و ادبی کبری آسوپار
نویسنده: کبری آسوپار - سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧

اول، تبلیغاتش را که دیدم -به گمانم در روزنامه ی همشهری- کمی ذوق کردم از نوید یک کار مطبوعاتی قشنگ در حوزه ی شناخت افکار و آرمان های حضرت امام(ره). این شد که شنبه، 19 بهمن ماه، از میان چند روزنامه ای که هر روز میان صفحاتشان سرکی می کشم، اول سراغ همشهری رفتم و ویژه نامه ای که همراه آن توزیع می شد؛ ویژه نامه ی نشریه ی حضور به مناسبت 30 سالگی انقلاب که توسط "مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی" به چاپ رسیده بود. چه زود آن ذوق قشنگ را، طوفان خطاهای این ویژه نامه بر باد داد!

این نوشتار نقد این ویژه نامه نیست که نقدش نه در این "یک وجب دل" ما می گنجد و نه راستش، در باب این مؤسسه و "..." می توان همه ی حرف ها را گفت. فقط چند نکته ای تأمل؛ همین!

 

ویژه نامه ی "حضور" گرچه بنابرآنچه در سرمقاله اش آمده، در مقام "واکاوی آرمان های امام" است، اما سخت بوی تفسیر به رأی در مقالات و مصاحبه هایش، مشام را می آزارد. البته چندان هم این تفسیر به رأی عجیب نیست که برخی از کسانی که در این ویژه نامه از افکار مکتوبشان مستفیض! می شویم، سال ها پیش قرائت های مختلف را در مورد قرآن و اسلام معتبر دانسته و تئوری هایشان را بر این مبنا استوار ساخته اند؛ چه رسد به نظریات حضرت امام(ره) که شاگرد قرآن است!

این تفسیر به رأی تا آنجا می رسد که در یکی از مصاحبه ها، به صراحت می آید که: " من (موسوی خوئینی ها) تصورم این است که اگر امام عمر طولانی تری داشت، خیلی تغییرات و تحولات دیگری را به وجود می آورد و حتی در نظریات خود که قبلاً به آنها رسیده بود، تجدید نظر می کرد" !!!

 

 

در یکی دیگر از این مصاحبه ها، محمد هاشمی از دوره ای که رئیس سازمان صدا و سیما بوده و "مخالفت امام با نشان دادن مراسمی از تلویزیون که طی آن بچه های ارتش و سپاه از روی پرچم آمریکا رژه رفته و بعد هم پرچم آمریکا را به آتش می کشند." سخن به میان آورده است. جالب آنکه حضرت امام(ره) در مورد نفس چنین عملی (در تمام 11 سال حیات بعد از انقلابشان) مخالفتی ابراز نمی دارند، اما با نمایش آن از تلویزیون مخالفت می کنند!!

اصلاً نمی خواهم بگویم که قرار بود بعد از رحلت حضرت امام(ره)، طبق آنچه خود وصیت فرمودند، "از آنچه به ایشان نسبت داده می شود، تنها آنانی را بپذیریم که صدا، فیلم یا خط ایشان در مورد آن، موجود است"، اما بر فرض صحت این نقل هم، آیا اکنون که در تمام جهان، پرچم آمریکا به عنوان نماد دروغگویی و شرارت، به آتش کشیده می شود، جای طرح چنین نظری است؟! اگر قرار به طرح علنی چنین موضوعی بود، آیا حضرت امام(ره) خود نمی توانستند بیان کنند؟! در صورت صحت ادعای مذکور، بیان خصوصی این نکته، حکایت از رعایت مصلحتی می کرده که اینک حتی اگر چنین مصلحتی وجود نداشته باشد –که بعید است- به یقین، مرجع تشخیص آن، محمد هاشمی نمی تواند باشد!

 

البته این نگاه مخرب نسبت به آرمان های پیرجماران، چندان هم دور از ذهن به نظر نمی رسد، وقتی قرار می شود اختیار ویژه نامه ی سی سالگی انقلاب را به دست کسانی بسپاریم که هنوز صدای خنده هایشان در گوش جانمان هست از آن زمان که رفیق گرمابه و گلستان فراری شان با جسارتی ابلهانه از رفتن اندیشه ی امام به زباله دانی تاریخ سخن گفت! حال اینان نشسته و در ویژه نامه ی سی سالگی انقلاب، سیاه مشق می زند که "امام با ما بود"!! راستی! از کدام امام سخن می گویند؟!

 

مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره)، طی سال های اخیر آنقدر بیراهه رفته است که ویژه نامه اش پاتوق امن و راحتی می شود برای نویسندگان نشریات زنجیره ای توقیف شده که مدت ها کارشان اسباب کشی از این تحریریه به آن تحریریه بود، این می شود که "سعید حجاریان" که به همراه همکاران مطبوعاتی اش، ید طولایی در امام زدایی داشته و دارند، باید از "تطور مفهوم دولت در اندیشه امام" بگوید و تئوریسین بزرگ ولایت مطلقه ی فقیه را در برهه ای از زمان مشروطه خواه بنامد! :

" امام تا قبل از وقایع خرداد 42، مشروطه خواه بودند. یعنی اعتقاد داشتند که همین رژیم سلطنتی اگر بتواند حدود شرعی را رعایت کند و مطابق قانون اساسی مشروطه رفتار نماید، می توان با آن مراوده و تعامل داشت."!!

آیا نمی دانند که بنا به مصلحت و آماده نبودن اذهان عمومی و رعایت مراتب امر به معروف و... حضرت امام(ره) نمی توانستند از همان ابتدا دم از براندازی حکومت پهلوی بزنند؟!!

 

نکته ی دیگر مربوط به بخش ویژه ی این ویژه نامه است که به بیان نگاه رؤسای دولت های بعد از انقلاب به میراث امام می پردازد؛ میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی و محمود احمدی نژاد.

این تبیین دیدگاه در مورد سه نفر اول در قالب مصاحبه با این افراد، شکل گرفته؛ علاوه بر اینکه بهزاد نبوی و محمد عطریانفر به ترتیب، به عنوان کارگزاران دولت میرحسین و دولت هاشمی، به دفاع از عملکرد دولت های متبوعشان می پردازند.

محمود احمدی نژاد اما متأسفانه حاضر به مصاحبه نشده و نه تنها در این ویژه نامه، کسی از عملکرد دولت نهم دفاع نمی کند، بلکه در انتهای این بخش، صادق زیباکلام، در قالب نوشته ای به بیان "نسبت دولت نهم با آرمان های امام" می پردازد و بدین بهانه، تلاش می کند دولت نهم را در رویارویی و چالش با اندیشه های حضرت امام(ره) معرفی نماید! چه جالب که در این نشریه عملکرد هشت ساله ی هیچکدام از دولت ها ی بعد از انقلاب، نقد نمی شود، اما دولت سه سال و نیمه ی محمود احمدی نژاد، نه حتی توسط منتقدی بی طرف –کارگزار، پیشکش!- بلکه با قلم کسی که عدواتش با این دولت، اظهر من الشمس است، نقد که نه، تخریب می شود! چه انتخاب شگفتی! جداً که دست مریزاد می خواهند مسئولین مؤسسه! ای کاش ابتدا نسبت صادق زیباکلام را با "دولت نهم" و "آرمان های حضرت امام" مشخص می کردند!

تأسف بارتر آنکه، زیباکلام در این نوشتار برخلاف نظریات صریح حضرت امام(ره)، به گونه ای تلویحی و ماهرانه، شاه را از صفت خیانت تبرئه می کند: " او(شاه) هر چه تصور می کرد که به خیر و صلاح مملکت است انجام می داد، صرف نظر از درست بودن یا غلط بودن آن سیاست ها"!
این است که می گویم ای کاش اول، نسبت صادق زیباکلام با آرمان های حضرت امام(ره) مشخص می شد!

 

و نکته ی آخر آنکه، جای خالی یک نفر در این ویژه نامه، سخت آزار دهنده بود؛ کسی که جز با غرض ورزی نمی توان ندیده اش گرفت. کجای این ویژه نامه است کسی که امام از روی محبتی ویژه  "آقا سید علی آقا" خطابش می فرمود؟! چه کسی می تواند مرز ادعایش آن همه گزاف باشد که کسی را در تبیین آرمان های روح خدا، متعهدتر و متخصص تر وپیگیرتر از حضرت"آقا" بداند؟! کسی که نه فقط تعهد و تخصص بی نظیرش در این زمینه، که مسئولیت های کم نظیرش در سه دهه ی گذشته به راحتی در این ویژه نامه ندیده گرفته می شود و ما جز یک عکس و یک جمله ی روی آن، هیچ نمی بینیم! آن هم در شرایطی که عکس یکی از معاندین حضرت امام(ره) صرفاً به دلیل داشتن نسبت خانوادگی با این مرد بزرگ، در میان صفحه ی عکس های خانوادگی این ویژه نامه به چشم می خورد!

راستی! مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی به کجا می رود؟! قرار است از کدام امام برای ما بگوید؛ آنچه بود یا آنچه بعدها خود ساختند؟!

...

چقدر حرف های نگفتنی دارم در باب این ویژه نامه؛ چقدر!

یاعلی مدد

کبری آسوپار
" آدمی که مشهور نیست، وجود ندارد. یعنی وجود دارد اما فقط برای خودش، نه دیگران و کسی که فقط برای خودش وجود داشته باشد، تنهاست و من از تنهایی می ترسم" ازکتاب" روی ماه خداوند را ببوس" نوشته ی مصطفی مستور
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :