قبل نوشت: متن زیر یادداشتی ست که قرار بود امروز، در صفحه ی دوی روزنامه جوان چاپ شود و بزرگترهای روزنامه به صلاح ندانستند چاپش را!
خبر عفو ملک زاده نه با نگاه به فرد مورد عفو قرار گرفته، بلکه از زاویه ی توجه به کسانی که واسطه ی گرفتن چنین عفوی شدند، قابل تأمل است. یک جورهایی همه منتظر کیفرخواست بودیم و دادگاه و حکم تا پس از این همه ادعا و جنجال و هیاهو، تکلیف همه ادعاها در محکمه مشخص شود. با این همه، در حالی که ما منتظر صدور کیفرخواست و سپس برگزاری دادگاه بودیم و با خوشخیالی، فکر میکردیم که لابد ملک زاده و حامیان دولتیاش هم منتظر محاکمهاند تا بیگناهی و درستی ادعایشان را ثابت شده ببینند، آنها دست بهکار شده و مثل خیلی موارد دیگر، تصمیم گرفتند که قضیه را به شکل دیگری حل کنند!
برای نگارنده این سطور، عفو ملکزاده که هیچ؛ عفو کرباسچی و بخشش زندان عبدالله نوری در دوران اصلاحات و اساساً هر آنچه از مجرای خواسته ولی فقیه روی میدهد، حکم سمعاً و طاعتا دارد؛ اما امروز خواسته رهبری بر عفو کسی قرار گرفته که حامیان دولتیاش پیش از این، قصه دو شقه کردن حکم ولی فقیه به مولوی و ارشادی را از بر بودند و هر جا پای حکم لغو معاون اولی رحیم مشایی توسط آقا به میان میآمد، آن را تکرار میکردند و حالا حکم آقا که نه، اما اینکه این جماعت با آن پیشینه، خیلی راحت و بیهیچ إن قلتی از این دست، به استقبال این حکم شتافتند، جای تعجب دارد.
واضحتر آنکه آیا امروز جای این سؤال از حامیان ملکزاده نیست که چرا به قوه قضائیه اشکال وارد نمیکنید که متن حکم رسمی رهبری در عفو ملک زاده کجاست؟ (حالا قصه سربرگ و چه زمانی حکم علنی شد و چه زمانی نشد و چرا علنی شد و این قسم حواشیاش بماند که امثال آقای جوانفکر خوب اینها را بلد هستند!)
طرفه آنکه این جماعت هم شدهاند مثل اصلاحاتچیها که هر چه بیشتر کوشیدند که اختیارات ولی فقیه را محدود کنند، خود بیش از هر جناح و طیف سیاسی دیگری از اختیارات ولی فقیه بهره بردند.
ما گویی نمیدانیم چه کسی گزارش و درخواست عفو ملک زاده را از رهبری کرده است؛ یادمان هم به عفو محکومین زمان اصلاحات با درخواست رئیسجمهور وقت (خاتمی) نیفتاده است؛ اما هر کس که چنین کرده است، آیا فضای پرسیدن این سؤال را فراهم نکرده است که شمایی که همواره با ژستی دلسوز ولایت، به هزینه شدن رهبری توسط دیگران معترض میشوید و اصلاً آمدید که ترکشها به شما بخورد و نه ولایت! چطور برای یک مدیر میانی و دبیر یک شورای کذایی پای ولایت را به میان میکشید و از او هزینه کرده و خود را به رأفت پدرانه و مصلحت اندیشانه حضرتش میآویزید؟!
روزنامه ایران میتواند بنویسد که رهبری دستور عفو نداده و دستور عدم پیگیری داده و به خیال خودش، همچنان پی تبرئه ی ملکزاده باشد؛ (روزنامه ایران جوان فکر است دیگر؛ حرجی به آن نیست!) اما ما و دیگران نیز هم، خوب حواسمان جمع است که کسی برای بیگناه درخواست عفو نمینویسد و سراسیمه و قبل از صدور کیفرخواست، به بیت رهبری گزارش نمیفرستد!
و سؤال پایانی آنکه، فرض کنید که حق با شما بود و حضرت آقا نه عفو که حکم بر عدم پیگیری پرونده کرده باشند، راستی آقای جوان فکر! این جا دیگر به ذهنتان نرسید که حکم حضرتشان مولوی بود یا ارشادی؟!
